آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

مداد شمعی،خمیر بازی،تخته وایت بورد

1392/7/1 11:11
نویسنده : مامانی
209 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخترک زمستونی من،

از امروز ساعت های کاری تغییر کرده و شده ( 7:30 تا 15:15 ) . یعنی نیم ساعت زودتر سرکار باشم و یکساعت و نیم دیرتر تعطیل میشم. وااای میدونم اینجوری هم واسه تو سخت میشه هم واسه من. ولی فعلاً که کاریش نمیشه کرد .

از یک هفته پیش همش دارم به این موضوع فکر میکنم که چی کار باید بکنم، بابا مهدی از منم ناراحت ترِ. همش میگه آتنا برای ما از همه چی مهمترِ،ما باید فقط به فکر آرامش و سلامتی اون باشیم ، من کاملاً باهاش موافقم ولی تا میام یه تصمیم قطعی بگیرم، هزار تا فکر جورواجور به سرم هجوم میاره .

امیدوارم توی این شرایط هم مثل همیشه دخمل من سازگار باشه و مامانی رو درک کنه.

بگذریم ...

بابایی چند روز پیش برات یه میز کوچولو خریده که 4 تا پایه کوتاه داره، سطح میز وایت بورده و سه تا ماژیک و یه تخته پاک کن هم داره. تو عاشقش شدی و مدام در حال خط خطی کردن و پاک کردن تخته هستی.بعضی وقتا هم از دستت در میره و به فرش یا مبل هم یه طرح هایی میزنی و اون موقع قیافه من دیدنیه.

 بعد از به قول خودت داداسی(نقاشی) ، میبرمت و دست و پات رو میشورم، بعد هم یواشکی تخته رو جمع میکنم، ولی تو معمولاً حواست جمعِ و نمیتونم گولت بزنم .

چند وقته پیش هم از هایپر استار برات مداد شمعی و خمیربازی گرفتیم. عمه جونی با خمیر برات چیزهای فوق العاده و بامزه ای درست میکنه و تو با هیجان و چشمایی که از ذوق برق میزنن میاری به من نشون میدی ، نازشون میکنی و بوسشون میکنی، و بعد از چند دقیقه میبینم که تمام رنگاش با هم قاطی شدن و بعضی تیکه هاش هم ازش جدا شده.

مامانی : وااای چرا خرابش کردی مامانی ؟

آتنا :  

با مداد شمعی هات هم قشنگ میشینی و تو دفتر نقاشیت خط خطی میکنی، هر چی سعی کردم بهت یاد بدم که گردالی ، دایره، توپ بکشی نشد. نمیدونم فکر کنم یه کم زود باشه برات.

مداد شمعی رو انقدر فشار میدی که یکی دوتاش رو شکستی، ولی فدای سرت...

خلاصه با بزرگ شدنت داری یاد میگیری با وسایل بیشتری بازی کنی و سرگرم باشی، فقط دوست داری حتماً یکی کنارت باشه تا بازی کنی.

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

عمه ی آتنا
1 مهر 92 18:51
بوس واسه آتنای گل میگم از عکسهای آتنا خانومیم بذارین که ببینیمش


***به روی چشم***
مرجان مامان آران
7 مهر 92 13:11
مبارکه عزیز دلممممممممممممم
بوسسسسسسس گنده برای اتنای خوشگل


***ممنون خاله مرجان***
مامان پندار
8 مهر 92 2:11
مامان آتنا جونی سلام .... ممنونم که اومدی پیشمون .... آفرین با آتنا جونی که استعداد نقاشی داره عزیزم راجع به کلاسها پرسیده بودی یک سری کلاسهای مادر و کودک که چند ساله همه مناطق زدن با اسمهای مختلف و برای تقویت هوش و استعداد و حواس پنجگانه بچه هاس توی گروه های سنی مختلف برگزار می شه از 6 ماهگی شروع می شه تا سنین قبل از مهد و مدرسه.... بازی و شادی و سرگرمی با حضور مادر و یک آموزشی هم برای مادر میشه برای کار با بچه توی خونه... من که خیلی راضیم.... بچه ها توی کلاس از کارهای همدیگه الگو می گیرن و معمولاً مربی ها دوره دیدن و جواب خیلی سوالهامون رو در مورد رابطه با بچه و مشکلاتمون میدن و چون بچه ها توی یک گروه سنی هستن مادرها هم از تجربه های همدیگه استفاده می کنن .... نمی دونم شما کدوم سمتین اینجایی که من می رم توی سعادت آباده ...... در مورد استخر پندار هم بگم که استخر مادر و کودکه و به نوعی دوستی و آشنایی بچه ها با آب، اون هم گروه های سنی مختلف داره و از 3 ماهگی شروع می شه... تمرین تعادل و تنفس و بازی و شعر توی آب که من حتی بچه ای که از آب می ترسید دیدم جلسه سوم دیگه خوب شده بود و عاشق اب بازی شده بود .... توی روحیه بچه خیلی تاثیر داره و بچه ها از با هم بودن خیلی لذت می برن... استخری که من می رم شهرک غربه ... امیدوارم استفاده کرده باشی دوستم و برای آتنا خوشگلم به کار بیاد ..... اگه مسیرشون بهت می خوره بگو آدرس و تلفنشونو بهت بدم ..... اگر هم نه توی اینترنت سرچ کنی توی منطقه تون حتماً یه جا پیدا می کنی شاید استخر محدود باشه ولی اکثر مناطق می دونم کارگاه بازی هست بازم سوالی داشتی ازم بپرس دوستم
مامان سها
11 مهر 92 0:31
مبارکت باشه خاله جون. افرین به اتنا خانم که نقاشی می کنه.

راستی خاله جون چرا ادرس وبلاگ سها تو لینک دوستان نیست؟


***مرسی خاله جونم، آدرس وبلاگ سها جون توی لینک ها هست، بعضی از آدرس ها خود بخود از لیست خارج میشه ولی اگه گزینه آرشیو پیوندهای روزانه رو کلیک کنید کل آدرس ها میاد.ممنون که به وبلاگ ما سر زدین.***